تبلیغات
سایه - مطالب طنز
نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ، تلگرام و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند. بعید است که سوژه ای در صدر اخبار و صحبت های روز دنیا یا ایران باشد و مردم خلاق ما در راه طنازی و لطیفه سازی برای آن سوژه اقدامی نکرده باشند!

سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

 

******


 
1. خبر فوری؛ تکذیب شد.

2. دوستم رفته زیر عكس كمیاب ترین پرنده ى جهان كامنت گذاشته، اینا كبابشون خوردن داره، سازمان حمایت از گونه هاى كمیاب بلاكش كرده.

3. تو اینستا یکی پست گذاشته پسرا و دخترا قدتون چنده همه زنها بالای ۱۷۰ گفتن پسرا بالای ۱۸۰ پس این سوسیس بلغاریای تو خیابون توریستن دیگه.

4. حالا که نتانیاهو از مبارزه با تروریسم و مهربانی حرف میزنه کاش هیتلر هم زنده بود از لزوم مبارزه با یهودستیزی برامون میگفت.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
یک عدد گودزیلا
 

5. یه گیف ترسناک فرستادم برای بابام که بترسه ولی متاسفانه الان من میترسم هر وقت میبینمش.

6. ما یه فامیل داریم همه آدما رو درک میکنه به همه احترام میذاره هیچ وقت هم دروغ نمیگه. مسولین آسایشگاه روانی هم خیلی ازش راضین.

7. به خبر تکذیب شده ای که هم اکنون به دست ما رسید توجه کنید.

8. ‏حالا مامانش موبایلشو از رو زمین برداشته گذاشته رو میز که خونه رو تمیز کنه بعد اومده اینجا نوشته مملکت هیچ چیزش سر جاش نیست.

9. زندگی انقدر کوتاهه که....بفرما، یک ترم گذشت و الان داری به مشروط نشدن فکر میکنی.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
وقتی در جواب چطوری؟ میگی خوبم، در حالی که خوب نیستی.
 

10. با این وضع آلودگی هوای تهران، باید مثل پاکت سیگار که عکس ریه میزنن، رو تابلوهای ورودی شهر تهران عکس ریه بزنن و بنویسن زندگی تو این شهر خطر مرگ دارد.

11. اگه واسه هر بدبختی و حادثه در ایران شمع روشن کنیم تو پارافین غرق میشیم.

12. هر ایرانی، یك متخصص سازه.

13. صد بار تکذیب کردی و دیدی ثمرش را
اخبار موثق چه بدی داشت که یکبار ندادی؟
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
وضعیت رفع مشکل در ایران 

14. ‏تنها درکی که حسین رضازاده از اتفاق پلاسکو داره ، وزن آواره.

15. ترامپ باورش نمیشد رئیس جمهور بشه طوری که هروقت صداش میکنن آقای رئیس جمهور یه نگاه به اطراف میندازه و میگه با منی؟

14. +پسرم کجایی؟
-تو محل حادثه م دارم عکس و فیلم میگیرم الان میفرستم برات
+بععع بعععع؟
-بعععع
+بععععععع
-بعععع بع

15. ترامپ در ادامه سخرانی خود در مراسم تحلیف افزود: واقعن مشکل ما موی جوانان است؟
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
شبکه خبر آدم رو به چه کارایی مجبور می‌کنه. 

16. رفتم جنگل یه قارچ به درخت چسبیده بود هرکار کردم کنده نشد. آخرش یه حلزون سرشو اورد بیرون گفت داداش حالا هرچی شبیه قارچ بود باید بکنی و بخوریش؟

17. کاش اقلا رضازاده رو میبردن دوتا تیرآهن میزاشتن روش جابجا کنه تخصصش یه جا به درد شهر میخورد.

18. حامد همایون از آرایه‌های ادبی فقط واج آرایی حرف «واو» رو یاد گرفته.

19. اگه بابک زنجانی رو بدون پس گرفتن پولهای ملت اعدامش کنن خسارتش از ساختمان پلاسکو بیشتر میشه.

20. اگه بخوام خودکشی کنم قطعا خربزه با عسل میخورم، حداقل قبل مرگم مطمئن میشم کار میکنه یا نه.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
پس از سخنرانی ترامپ در مراسم تحلیف
 

21. ‏زنی که مهریه ش بالاست اگه شام و ناهار هم درست نکنه نمیتونی دعواش کنی، نهایتش میتونی بگی مرسی خانومم که به فکر رژیم من هستی.

22. سر یکی از امتحانامون یبار یه پسره سی تا برگه A۴ تقلب آورد گذاشت زیر برگه‌های امتحانیش، اونجا فهمیدم هرچی ما تقلب کردیم تا الان سو تفاهم بوده.

23. تو سربازی افسر یه چیز نشون داد گفت به این میگن قنداق، کی میدونه کار این چیه؟ گفتم بچه رو توش میپیچن. نمیدونم چرا نارنجک پرت کرد سمتم.

24. انقد تو این چند روز تحلیلای دوستان در مورد سازه و مقاومت ستونا رو شنیدیم، الان من میتونم تقریبا ۶۰ درصد دروس عمرانو حداقل با نمره دوازده پاس کنم.

25. لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب بین ساعات 7:00 تا 7:15 وجود داشت، توی هیچ چیز دیگه‌ای وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356) 
داداش ستارخان از كجا برم؟ 

26. سریال دلیران تنگستان رو ندیدم ولی حدس می‌زنم در مورد آدمایی باشه که هر روز ۶ صبح راحت و سر حال بیدار می‌شن می‌رن سر‌ کار.

27. هوا به گونه‌ای شده که میخوام چن تا از این ماهی لجن خوارا بگیرم بندازم تو ریه هام.

28. حالا باز خوبه ملكى رو تكذیب نمیكنن جاش اقبال واحدى بیارن بگن از اولم ایشون بوده.

29. هیچ خبری رو تا موقعی که صداوسیما تکذیبش نکرده باور نکنید.

30. شبکه خبر الان اعلام کرد اصلا شبکه‌ای به اسم شبکه خبر وجود نداره.
 
31. الان زن اوباما املت درست کرده می‌گه باراک جون بیا بخور. این دنیا به ما هم وفا نکرد. اوباما هم دستشو با شلوارش خشک می‌کنه می‌گه خدایا شکرت.

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (356)
واقعا کار رانندگان نیسان جای تقدیر داره که یک لاین واسه عبور ماشینها خالی گذاشتند




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، شوخی، شبکه های اجتماعی،

تاریخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ، تلگرام و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند. بعید است که سوژه ای در صدر اخبار و صحبت های روز دنیا یا ایران باشد و مردم خلاق ما در راه طنازی و لطیفه سازی برای آن سوژه اقدامی نکرده باشند!

سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.


 
******

 
1. ‏امتحان Open-Book واقعا ترسناکه، قشنگ یک "با خیالت راحت تقلب کنید ولی بازم هیچ غلطی نمیتونید بکنید" خاصی توشه.

2. زنگ زدم به رفیقم میگم چقدر خوندی میگه خیلی، دیگه حرمت تو رفاقت معنیشو از دست داده، قبلا میگفتن نخوندم تا آدم روحیه بگیره.

3. ‏یه مخاطب خاص داشتم کارلوس کی‌روش صداش میکردم از بس قهر میکرد.

4. ‏از وقتی تلگرام اومد تو گوشی پدر مادرا برکت از ترافیک اینترنت رفت.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
وقتی همه هم دوره هات فارغ التحصیل شدن و تو موندی با ورودی جدیدا 
 
 

5. دوستم گفت ماشینتو بیاربریم اتو بزنیم رفتم اتو آوردم از توخونه گفتم ماشینم خرابه خودت ببر بزن ولی بخارشو کم کن. مویه کنان از محلمون فرار کرد.

6. ‏در وصف وضعیت موسیقی کشور بگم که الان تو تاکسی حامد همایون گذاشته، مسافره میگه این کی بود؟ راننده میگه این گروه که عرفانی میخونه، تارچار.

7. ‏وضعیت جوری شده که پریز برق تصمیم میگیره که کجا بشینیم نه خودمون.

8. سعدی بعد از دیدن اتاق من: جمع نمیشود دگر، آنچه تو می پراكنی.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
تازه دوشنبه س 
 
 
 

9. اخبارمیگفت هر نخ سیگار ۱۱دقیقه از عمر انسان رو کم میکنه. اگه این نظریه درست باشه، من حساب کردم یکی از دوستام باید سال۱۲۵۴ میمرد! ۱۲۵۴ میلادیا!

10. ‏تنها چیز دنیا که تمام ایرانی ها سرش تفاهم کامل دارن، اینه که دیگه هرگز یکی مثل هایده نمیاد.

11. معلم از پسر عموی 10 ساله م پرسیده اختراع برادران رایت چی بوده؟ اونم جواب داده سی دی رایتر.

12. این مورگان فریمن مثل مهران رجبیه تو همه فیلما هست حتی تو مستندها هم هست تو كارتون های بچه ها هم صداش میاد. تو هیئت عزاداری محرم هم بود.
 
 شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354)
داستان هر روز صبحِ من 
 
 
 

13. از بس رفتم توی دیجیکالا قیمت دیدم و چیزی نخریدم، چند روزه هر چی میخوام وارد شم پیغام میده: "برو داداش شما مشتری نیستی".

14. یه دفعه هم مادرم کلید کرده بود این بویی که تو میدی مال سیگار نیست، معلوم نیست چی میکشی، فک کردی من نمیفهمم، رفتم سیگارمو آوردم گفتم بخدا سیگاره.
 
15. انقدری که کویتی‌ها تو ایران بازار دارن تو خود کویت ندارن.

16. واقعن مردم چطورى خودكشى میكنن؟ من هرچقدم زندگى سخت بشه نهایت اقدامى كه میتونم واسه خودكشى كنم اینه كه مثلن از خیابون رد میشم با دقت رد نمیشم.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
کثافت استاده گفته بود اینجا حذفه ولی سوال داده بود 
 
 

17. همکلاسی دوران دبستانمو اتفاقی تو خیابون دیدم. گفتم چی کارا میکنی؟ گفت دارم پی اچ دی میگیرم، تو چی؟ گفتم منم صبحا با بی آر تی میام.

18. سربازی میرین ویدئو رومانس میسازین؟ داداشم نمیخواست بره خدمت اقام تا دم نظام وظیفه کتکش زد رسیدن اونجا طرف گفت پدر جان ایشون دیگه معاف شدن.

19. ‏خوشبختیت آرزومه حتی اگه با من نباشی چه صیغه ایه؟؟ دیگی که واسه من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه. گور به گور شی بعد من.

20. ‏من اخلاقم بهم اجازه نمیده منتظر باشم تا از بابام ارثی بهم برسه معتقدم مرد باید خودش کار کنه. البته این که بابامم هیچی نداره بی تاثیر نیست.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
وقتی بهت میگن با همین امکانات موجود باید پیشرفت کنی 
 
 

21. خیلی مهمه اسم بچه رو چی میذارید. مثلا به ممد جواد هر موقع بگید میره نون میخره ولی اینکارا از امیرشایان بعیده.

22. به رفیقم گفتم رنگ مورد علاقت چیه؟ میگه این سوالهای بچگونه چیه میپرسی گفتم پتاسیم کلرات با گاز با چگالی ١، ٤٢ ترکیب شه خلوصش چنده؟ گفت رنگ مورد علاقم آبیه.

23. موندم از الان نقدای جشنواره فیلم فجر رو شروع کنم یا بزارم جشنواره شروع بشه فیلماشو تا نصف ببینم بعد. (درگیری ذهنی این روزهای فراستی)

24. من اگر جای قالیباف بودم میگفتم نماینده گینس بین ساعت پنج تا هفت شب بیاد، تهران رو به عنوان بزرگترین پارکینگ جهان توی گینس ثبت کنه.
 شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354)
وقتی بعد از تنبیه بچه، میخوای با شکلات از دلش دربیاری 
 

25. در حال حاضر سرمایه گذاری مطمئن و زود بازده فقط گدایی سر چهاراه.

26. دوستم رفت دندونپزشکی گفت اون دندونی که پر کردی آب سرد میخورم درد میگیره . دکتر گفت آب سرد نخور.

27. یکی به ما گفت برای بچه متال و راک بذاری بهره ی هوشیش دو برابر میشه. مام واسه پسر داییمون مرلین منسون گذاشتیم، تکلمشم از دست داده.

28. ‏قطعا شما شعور ندارید بفهمید جمجمک برگ خزون یعنی چی. منم ندارم، جالب اینه از خود مجید اخشابی هم پرسیدن این چیه خوندی؟ اونم نداشت.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
منم می خوام ... 
(من نمیگم مرغه میگه!) 
 
 

29. پیرمرده تو پارک صحبت میکرد میگفت زمان شاه کل اعراب جلو من تعظیم میکردن وقتی میرفتم لبنان. یهو زنش اومد داد زد باز که اومدی پارک پدرسگ.

30. ابتدایی هر کتونی‌ای می‌خریدم، تا یک هفته می‌رسیدم خونه با پشت چنگال گِل‌های لای شیارهای کف اش رو درمیاوردم. بعد یک هفته باش می‌رفتم فوتبال.

31. یه بار داشتم پیش سرخ پوستا سیگار میکشیدم یکی شون زد زیر گوشم، گفتم واسه چی میزنی؟ گفت اون دودی که دادی بیرون فحش بود.

32. زمان رضا شاه كه شناسنامه صادر میگردن شمالیا اشتباهی واسه غذاهاشون هم شناسنامه گرفتن. الان مثلا میرزا قاسمی صد و دوازده سالشه.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
الان این سر کدومشه؟!! 
 
 

33. بدون هیچ پیش زمینه‌ای مسیج داده: سلام، تقویم. دو ساعته فکر می‌کنم تقویم منظورش چیه؟ نگو مثلا داره معرفی می‌کنه منظورش اینه تقوی‌ام.

34. + چرا اومدید خواستگاری دخترما؟ 
- عاووشق شوعدم، ععاره، هعای من هوی من وااای عای عوی
+ قبوله دختر بهتون میدیم
 (قمستی از خواستگاری حامد همایون)

35. هوا یه جوری ناگهانی سرد شد که الان کارلوس کیروش باز استعفا میده.

36. دارم تو اینستاگرام زیر پست تمام بچه پولدار ها کامنت میزارم"عالی بود خیلی خوش گذشت داداش ایشالا دفعه بعد خونه‌ی من"ببینم کسی میاد سمتم یا نه.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
کلاسای هفت صبح 
 
 
 

37. میگن مدت زمان تحمل آقایون توی خرید ۲۰ دقیقه و برای خانم ها تقریباً ۴ ساعته. این تایم برای من یه چیزی حدود ۰/۰۰۳ ثانیه است.

38. واسه مادرم یه مطلب فرستادم میگه تکراریه، مادر جان این دو سه سال همه مطالبت تکراری بود ما هیچی نگفتیم اینجوری باید تحقیر می کردی؟

39. یه سریا اینقد سر و صورتشونو عمل كردن بچه دار شن فقط با تست DNA میتونن ثابت كنن بچه خودشونه!

40. امروز سر امتحان یکیو دیدم بک گراند گوشیش فرزاد فرزین بود. تمام زندگیم یه علامت سوال بزرگه الان.
 
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (354) 
وقتی سر جلسه امتحان یکی برگه اضافه میخواد 
 
 

41. واقعا این حجم از خلاقیت و رقابت بین خودروسازهای ایرانی قابل تقدیره. هرچقدر که سایپا مدل چراغ‌هاشو عوض میکنه، به همون نسبت ایران خودرو صندوق عقب به ماشینا اضافه میکنه!

42. چرا نمیگین خوراکیای توی یخچال هتل مجانی نیست؟ بادوم زمینی خودش راضی نیست 12 هزار تومن باشه.

43. هر وقت احساس کردید پوچ‌ترین کارهای دنیا رو می‌کنید، به یاد بیارید یه برنامه‌ای بود به اسم «دیروز، امروز، فردا» که توش بین رسایی و جوانفکر، مناظره می‌ذاشتن!

44. ‏مامانم به شاگرداش گفته بوده اگه توی جنگل گم بشین كه فقط یه رودخونه جلوتونه چكارمیكنین؟ یكی گفته با بیل انقدر زمینو میكنیم تا از اونورش بیایم بیرون.

45. کاش هر شبانه روز بجای ۲۴ ساعت، ۴۸ ساعت بود و ما میتونستیم کل اون ۲۴ ساعت بعدی  رو بخوابیم.
 



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: شبکه های اجتماعی، طنز،

تاریخ : شنبه 2 مرداد 1395 | 11:23 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
عکاس 20 ساله فرانسوی Antoine Geiger مجموعه عکس های جالب توجهی را ارائه نموده است. این عکس ها نشان دهنده وابستگی شدید افراد به تلفن های همراهشان و چگونگی محو شدن شخصیت و اعتیاد آنها به این نوع تکنولوژی عصر حاضر است.
















زدست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد!
که مـا را بـد رقـم کـردنــد معتــــــاد!

امان از "واتساپ" و "بی تالک" و "تانگو"
"اینستاگرام" که دیگر کرده بیداد

چنان درگیر دنیای مجازیم
که دنیای حقیقی رفته از یاد

چه شد آن گوشیای ساده ی قبل؟
"اریکسون" ، "موتورلا" روحتان شاد!


ز "نوکیا" و آن "یازده دو صفرش"
گرفته تا به "شصت و شیش، هشتاد"!

چو آمد "اندروید" و "سیم بی ان" رفت
برفت از دست دیگر، وقت آزاد


چنان درگیر "استاتوس" و "پستیم"
که در "پیست" و "کپی" گشتیم استاد!

مدیر خانه و شغلم کمم بود!
مدیر این گروهم گشت مازاد!!!


از آن روزی که گوشیم گشت تعویض!
شدم بنده پنیر و همسرم کارد!

اگر چه صد فرند "اد کرده" ما را
"بلاک" زندگی گشتیم: ای داد


خودم دانم نصیحت کار من نیست
که خرما خورده را منع است ایراد

تلف کردم همه وقتم به این شعر
"گروپی" تازه آن سو گشت ایجاد


هزاران "پی ام" ناخوانده را من
کنون باید بخوانم: اوه.. مای گاد…!




طبقه بندی: طنز، تصاویر،
برچسب ها: تصاویر، هنر، وابستگی به موبایل، تصاویرهنری،

تاریخ : چهارشنبه 26 آبان 1395 | 09:26 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

فوت و فن پاسخ دادن به سوالات حساس خانم ها

فقط محض خنده و واجب تر از آن، عبرت!

 
آقایان در زندگی مشترک در بعضی مواقع با سئوالاتی غیرمنتظره و البته سرنوشت ساز از سوی همسرشان روبرو میشوند که لازم است پاسخی دلنشین و صد البته همسرپسند بدهند تا زندگی مشترک زناشویی همچون نقل ونبات به کامشان شیرین بماند. اما و اماااااا اگر پاسخ استاندارد آن را به درستی ندانند، حسابشان با کرام الکاتبین خواهد بود ... پس شما آقای محترم بدون هیچ افاده ای و به جای اینکه بگویید بلدم، بلدم، و بدور از هرگونه تصوری که هیچوقت در مقابل چنین سوالاتی قرار نمی گیرید، درس های زیر را عمیقا مرور کنید تا شاید بعدها به نتیجه برسید که اولویتش کمتر ار دروس تست زنی کنکور نیست ...

 
درس اول:

من رو چقدر دوست داری؟
خوب این سئوالی است که هر چند روز یکبار خانم ها می پرسند، جواب استاندارد آن فقط یک جمله است: "قد تموم ستاره ها"، دقت کنید اگر همسر دلبندتان هزار بار نیز این سئوال را بپرسد، جواب همان است که گفتیم، از پاسخهایی نظیر، به اندازه مامان جونم، به اندازه خواهر خوشگلم، به اندازه ماه شب چارده، به اندازه زن اولم،... و موارد مشابه به شدت پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین است!

 درس دوم:

اگه من مریض بشم چیکار میکنی؟
خوب این سئوالی است که خانمها ممکن است حتی زمانی که کاملاً در صحت و سلامت هستند از شما بپرسند، جواب استاندارد آن فقط یک جمله است: "یکی از کلیه هایم را میفروشم و خرج درمانت می کنم!"، دقت کنید هیچگاه زیاده روی نکنید، فروش دو کلیه نشان دهنده خالی بندی شماست، همچنین اگر از فروش سایر اعضا و جوارح نظیر قلب، ریه، طحال، بیضه... و نظایر آن استفاده کنید حسابتان با کرام الکاتبین است!

 درس سوم:

من زیباترم یا آنجلینا لوپز؟
خونسردی خود را حفظ کنید، خانمها گاهی برای آنکه میزان علاقه شما را به خود بسنجند از این سئوالات می پرسند، جواب استاندارد آن فقط یک جمله است: "آنجلینا لوپز دیگه کدوم خریه؟"، دقت کنید اگر این سئوال را با جوابی تشریحی پاسخ دهید حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود، اگر به جای "آنجلینا لوپز" از شخص دیگری نام برده شد، شما هم همان اسم را به کار برید، لیکن به جای خر از هیچ حیوان دیگری استفاده نکنید!

بیخ نوشت اخلاقی: به دلیل پرهیز از توهین به شخصیتی حقیقی از نام فرضی "آنجلینا لوپز" استفاده شده است !

 درس چهارم:

من رو بیشتر دوست داری یا مامانت رو؟
خانمها گاهی دست به مقایسه می زنند، جواب استاندارد این سئوال فقط یک جمله است: "خوب معلومه عزیزم تو رو !"،... دقت کنید اگر مامان جانتان در محل حضور دارد هیچ جوابی ندهید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود، در این صورت از روش یابو آب دادن استفاده کنید، به این شکل که محکم ماتحتتان را به زمین بکوبید و وانمود کنید که آنجایتان زخم شده است، تا همسرتان سوال را فراموش کرده و حواسش به جایی دیگر معطوف شود!

 درس پنجم:

اگه من بمیرم چیکار میکنی؟
بندرت خانمها از این کارها میکنند، ولی ما احتیاطاً عرض میکنیم، جواب استاندارد این سئوال فقط یک جمله است: "من اون روز زنده نیستم که این خبر رو بشنوم!"،... دقت کنید، برای اینکه پاسختان اثر بخش باشد میتوانید یک پیاز بزرگ پوست بکنید، از پاسخهایی نظیر، نترس خانمها تا ما رو نکشند هیچ چیزیشون نمیشه، یا حالا کو تا اون موقع، یا بادمجون بم آفت نداره پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

 درس ششم:

من برات میمیرم، تو چطور؟
خونسردی خود را حفظ کنید، موضوع جدی نیست، این فقط یک تعارف است و جواب استاندارد آن این است که یک چیزی روی تعارف بگذارید و به وی باز گردانید، مثلا: "من اول برات میمیرم، بعد ریز ریز میشم !"،... دقت کنید، اگر چیزی به آن اضافه نکنید، یا از جوابهایی نظیر من هم برات میمیرم، برو بابا حالت خوشه، ماشالا، ایشالا،... و موارد مشابه استفاده کنید آنوقت حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

 درس هفتم:

تا حالا هیچوقت عاشق شدی؟
خونسردی خود را حفظ کنید، تازه عروسان گاهی چنین سئوالی می کنند، دقت کنید اگر چه دروغ در ارائه آمار تورم واجب کفایی است، ولی در این مورد خاص واجب موکد است، جواب استاندارد این پرسش یک جمله است "عزیزم، تو اولین و آخرین عشق من هستی!"، دقت کنید از جوابهایی نظیر برو بابا حال نداری، و یا گشنگی نخوردی که عاشقی یادت بره،... و موارد مشابه پرهیز کنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود!

 درس هشتم:

وقتی منو تو خواستگاری دیدی چه حالی داشتی؟
به اعصاب خود مسلط باشید، خانمها عاشق مرور خاطرات شیرین گذشته اند، جواب استاندارد این پرسش یک جمله است: "عزیزم ، فلبم به طپش افتاده بود !"، دقت کنید از طپش جاهای دیگر، نظیر لرزش ما تحت از مشاهده هیبت پدر زن، و یا تالاپ تولوپ قلبتان از وحشت مادر زن، و یا میزان مهریه و... موارد مشابه صحبت نکنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود، به یاد داشته باشید هر گونه توضیح اضافی خطرات جانی در پی دارد!

 درس نهم:

تا حالا به من دروغ گفتی؟
راحت باشید، فکر کنید قصد اعلام نرخ تورم را دارید، اگر راستگو هستید که بی خیال، اگه دروغگو هستید که یه دروغ دیگه هم روش! ابروان خود را گره کنید و طوری که ماتحتتان مرتعش شود با قاطعیت بگویید: "دروغ ؟؟... هرگز!!"،... مواظب باشید، اگر اشتباهاً اعضا و جوارحی که قرار بود یکی گره شود، و دیگری مرتعش شود عوض شود حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود... خطرناکه حسن! بترس از این امتحان دشوار.

 درس دهم:

حاضری سند خونه رو به اسم من بزنی!
نگرانی شما را درک میکنیم، در هر صورت حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود، از دست دادن شریک زندگی، یا پس انداز یک عمر کار شما را تهدید میکند!، این پرسش هیچ گونه پاسخ استانداردی ندارد، دستانتان را زیر چانه بگذارید، چروکهای پیشانی را در هم کشید، و به شکاف ترک روی دیوار خیره شوید و هیچ مگویید و در همان حال منزل را ترک کنید!...، مواظب باشید دستانتان را کجا میگذارید، کجایتان را در هم میکشید، و به کدامین ترک خیره میشوید.

 درس یازدهم:

حاضری سیگار رو به خاطر من ترک کنی؟
اگر سیگار میکشید این دستورالعمل یک عمر به شما کمک میکند، قیافه جدی و مصمم بگیرید و بگویید: "به خاطر تو جونم رو هم ترک میکنم!"، سپس یک پاکت خالی سیگار از جیبتان در آورید آن را مچاله کرده و به زمین بزنید، سپس از منزل خارج شوید و یک نخ سیگار دود کنید، دقت کنید این دستورالعمل را راجع به شیشه و کراک و... استفاده نکنید که حسابتان با کرام الکاتبین خواهد بود.




طبقه بندی: طنز، زندگی،
برچسب ها: طنز، خانم ها،

تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394 | 12:07 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


ساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی – به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات – از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:

بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!
آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!
آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!
پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
“کافی میت” نخورده و دهن سوخته!
اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
هری پاتر آخرش خوشه!
قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل
ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!
ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)
سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، ضرب المثل،

تاریخ : شنبه 1 اسفند 1394 | 12:10 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


حاج آقا(قاضی): خودتونو کامل معرفی کنید…

– شوهر: کاظم! برو بچ بهم میگن کاظم لب شتری! دیلپم ردی! ?? ساله!

– زن : نازیلا! لیسانس هنرهای تجسمی از دانشکده سیکتیروارد فرانسه! ?? ساله!

– حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شدید؟

– شوهر : عرضم به حضور اَ نورت حاجی! ایشون مارو پسند کردن!

مام دیدیم دختر خوبیه گرفتیمش!!!

– زن: حاج آقا می بینین چه بی چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!

– شوهر: حاجی چرت میگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهیه کامل!

– حاج آقا : جرمت چی بود؟

– شوهر : حاجی جرم که نمی شه بهش گفت!

داش کوچیکم حرف گوش نمیکرد … مختوع النسلش کردم !

– زن : حاج آقا می بینین چقد بی احساسه !

– حاج آقا : خواهر من شما به چه دلیلی تقاضایه طلاق کردین ؟

– زن : حاج آقا ما الان درست ? ساله که ازدواج کردیم ولی این آقا اصلا عوض نشده!

– شوهر : دهه ! بابا بکش بیرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟

– حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اینکه ایشون عوض نشده میخواین طلاق بگــــــــیرین؟

– زن : حاج آقا اولش فکر میکردم درست میشه ! گفتم آدمش میکنم ! مدرنش میکنم !

حـاج آقا این شوهر من نمیفهمه تمدن چیه ! نمیدونه مدرنیسم چیه!

– شوهر : بابا! را به را گیر میده ! این کارو بکن ! این کارو نکن !

این لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !

– زن : حاج آقا به خدا منم تو فامیل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شیک ترین لباسارو بپـوشه!

– شوهر : حاجی میخوایم بریم خونه اون بابای قالپاقش !!!

گیر میده میگه باید کروات بزنی ! به مولا آدم با کروات یبوست میگره !

نفسمون میات بالا ولی پایین رفتنش با شابدوالعظیـــمه !

حاجی ما از بچگی عادت داشتیم دو سه تا تکمه مون وا باشه !!

– حاج آقا : خواهر من حق با ایشونه !

– زن: حاج آقا بهش میگم تو خونه زیرشلواری نپوش ! یکی میاد زشته ! حد اقل شلوارک بپوش!

– شوهر : حاجی من اصن بدون زیرشلواری خوابم نمی بره ! بابا چاردیواری اختیاری !

– حاجی جونم برات بگه که گیر داده خفن که سیغار نکش !

رفته برام پیپ خریته ! آخه خداییـــش این سوسول بازیا به ما میات؟!!

– زن : حاج آقا شما نمیدونین من چقدر سعی کردم حرف زدن اینو درست کنم ! نشد که نشد !

– شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت کنیم !

دیــــگه روم نمیشه جولو بچه محلا سرمو بلند کنم !

حاجی خسته مونده از سر کار میام خونه به جای چایی واسه من کافی شاپ میاره ! درســته آخه ؟!

حاجی از وقتی گرفتمش ?? کیلو کم کردم ! از بس که از این غذا تیتــیشـیا داده به خورده ما!!!

لازانتـیا و بیف استراگانورف و اسپاقرتی و از این آت آشغالا

حاجی هرکی یه سلیقه ای داره ! خب منم عاشق آب سیرابی با کیک تیتاپم !!!

– زن : حاج آقا یه روز نمی شه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وثیقه آزادش کردیم …

– شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! کسی نیگا چپ بهش بکنه ! … !!!

– حاج آقا:خب شما که اینهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتین چرا با هــــــــم ازدواج کردین ؟

– زن : عاشقش بودم ! دیوونش بودم ! هنوزم هستم… !!!




طبقه بندی: طنز، ازدواج،
برچسب ها: طنز، دادگاه خانواده،

تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 12:46 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، طرف زده به شیشه، می‌گه: آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، من منتظرم نوبتم برسه برم دستگیره پمپ رو لیس بزنم!


پشه نشسته رو پام داره خونمو می‌خوره، دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم می‌گه می‌خوای بکشیش؟!
می‌گم: پـَـ نه پَــ، خونش رو خورده می‌خوام بزنم پشتش آروغ بزنه بعدم ببرم بخوابونمش!!


اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا می‌زنه... همخونه‌ایم اومده می‌گه داره جون می‌ده..؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته.

رفتم پمپ بنزین به یارو می‌گم ۴۰ تا بزن. می‌گه ۴۰ لیتر؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ۴۰ قاشق چایخوری.


به دوستم می‌گم فهمیدی مریم جدا شد؟ می‌گه: از شوهرش؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

از دل درد دارم می‌میرم و جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب می‌خورم. بعد ۲ ساعت یارو اومده بیرون می‌گه دستشویی داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین می‌کنم.


به دوستم گفتم برو بالا نردبون لامپ چراغ رو ببند. رفته بالا می‌گه: بچرخونمش؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تو نگهش دار من نردبون رو می‌چرخونم لامپ سفت شه!

دوستم در یخچال رو باز کرده، دیده هیچی توش نیس، می‌پرسه: واقعا خالیه!؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، هیدنشون کردیم که غریبه‌ها نبیننشون!


می‌گن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پـَـ نه پَــ، ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!

دارم رو تردمیل عین چی می‌دوم یکی اومده می‌گه این جوری می‌دویی لاغر کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرین می‌کنم واسه نقش آفرینی تو سری جدید می‌گ می‌گ آماده شم...!


پایان نامه م تموم شده زنگ زدم به استاد می‌گه می‌خوای دفاع کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قصد حمله دارم

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار می‌آد… داداشم می‌گه گوش کن، انگار صدای کلاغه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، قناریه هوس کرده متال بخونه!


رفتم درمونگاه، منشیه می‌گه: مریض شمایید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من میکروبم، اومدم خودم رو معرفی کنم!

با دوستم رفتیم باغ وحش، جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم می‌گه: شیرِه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، گربه س باباش مرده ریش گذاشته!


داداشم تو خونه خوابیده بود با دوستم از خیابون اومدیم تو خونه، می‌پرسه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور، ماوس رو تکون بدی روشن می‌شه!

داشتم می‌رفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته. برگشتم خونه، در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب می‌پرسه حامد تویی؟! نرفتی باشگاه؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، حامد رسید من دیلیوریشم...


واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه می‌گه: شما برای آگهی استخدام اومدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!

رفتم دادگستری طرف می‌پرسه شمام شکایت دارید؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، یه خرده برنج داشتم، آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم!


رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه. می‌گم پاورت سوخته کامل! می‌گه یعنی یکی دیگه بگیرم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، فکر کن سوختگیش جدی نیست، پماد سوختگی بزنی خوب می‌شه!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپولارو دادم به پرستاره. می‌گه بزنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!


عکس نیمهٔ راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک، اومده می‌گه: عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت؟
می‌گم: پـَـ نه پَــ، توی حراج بودم ۵۰ درصد تخفیف بهم خورده این شکلی شدم

رفتم دم مغازه می‌گم قرص پشه دارین؟ می‌گه واسه کشتنش می‌خوای؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برا معالجه سردردش می‌خوام!


کمرم درد می‌کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم می‌گه کمرت درد می‌کنه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده می‌گه پول رو می‌برین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می‌خوام وایسم اینجا هر کس از در اومد بریزم رو سرش شاباش بدم.


دارم به خواهر زاده‌ام دیکته می‌گم... رسیده آخر خط، می‌گه برم سر خط؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بقیه ش رو روی فرش بنویس!

داشتیم تو خیابون قدم می‌زدیم که یهو صدای ترمز شدیدی اومد و دو تا پا یکی عمودی یکی افقی رفت رو هوا. ملت جمع شدن بالای سر طرف که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردی گفت: آقا چیزیتون شد؟ طرف هم با همون وضع و صورت خونی مالی در حالی که به سختی نفس می‌کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می‌خوای زنگ بزنم اورژانس؟ طرف گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسی کنن آیا صحنه پنالتی بوده یا نه!

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامانم اومده می‌گه چیزی شکوندی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود، صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

کله صبحی دوستم می‌خواست بیاد با هم درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟
گفتم پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!


خواهرم از بیرون اومده خونه می‌بینه پشت سیستمم. می‌گه باز کامپیوترو روشن کردی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه تقویت چشات خوبه!

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!


مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

به یارو میگم حاجی، بزن تو دنده من هول میدم روشن شه. میگه بزنم ۲ ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بزن ۳فوتبال داره !


رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین؟ میگه بال مرغ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ می‌گم پـَـ نه پَــ، تمرینی اومدیم مانور !


مامانم سفره پهن کرده بود، بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَـ نه پَــ، میخوام گلای سفره رو آب بدم !

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!


سر سفره عقد، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نه پَــ، متهمی !

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟! میگه واجبه ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، مستحبه !!


همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.د وستم گفت عروسیه؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!


مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده.


دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن!

دارم چایی می خورم داغ بود سوختم داداشم می پرسه سوختی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، رفتم مرحله بعد!


به همکارم می گم همین الان یه فیلم باحال دانلود کردم، می گه از تو اینترنت؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، از تو کانال کولر، اتفاقاً پهنای باندشم زیاده، قطعی هم نداره!

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!


تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن!

رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید. دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !


شیشه رفته تو دستم، دارم از درد جیغ و داد می کنم. به رفیقم میگم در بیار، میگه شیشه رو؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، ادای من و در بیار شاد شیم !

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !


یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره. دوستم میگه یعنی مرده؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم. میگه یعنی جداً از هم جدا شیم؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !


یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره ؟!
می‌گم پـَـ نه پَــ، آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم.

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین. آورده تست کرده میگه میبری؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، همین جا میخورم!


رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟
می‌گه پـَـ نه پَــ، هاش بکم!!!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!


دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته... اینا اشک شوقه!

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم. یارو اومده می‌گه می‌خوای ثبت نام کنی؟
می‌گم پـَـ نه پَــ، اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم و بروم!




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، پ ن پ های جــدیــد و بامــزه،

تاریخ : شنبه 12 دی 1394 | 12:33 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

لیدیز اند جنتلمن، نمی توان اسمش را تفاوت گذاشت که اگر آنرا اختلاف دیدگاه بنامیم بهتر است. بله، آقایون و خانوم های محترم در بعضی چیزها اختلاف دیدگاه دارند که شاید هیچکدام هم آنرا نپذیرند ولی هر چه هست نقدی است بر این اختلاف دیدگاه ها ... امیدوارم خانوم ها به دل نگیرند و آقایون هم قیافه ی آدم های دلخور را از خود در نوکنند چون تمام این اختلاف دیدگاه ها حقایقی است که گفتنش سخت است و شنیدنش سخت تر !


تفاوت زنان و مردان آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیکه ازدواج نـکرده هــرگز نگران آینده نخواهد بود.

دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ قورباقه" استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتهای آن میکشد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را هرکول، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.

حمام:
یک مرد حداکثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد. مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.

خواروبار:
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسد می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند. آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، ته دیگ و ماهیتابه، حتی سر طاس آقای زلفیان.

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،" و "میدونم که باید همین نزدیکی باشه"، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.

لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا 15هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میکنند، در ابتدای دست به کیف شدن اول ماشین حسابهای خود را بیرون می آورند.

گل و گیاه:
یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

عروسی:
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میکنند، اما مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی" !

سبیل:
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، مردان، زنان، تفـاوت های جالب طنزگونه زنـانه و مردانـه !،

تاریخ : جمعه 20 آذر 1394 | 12:04 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات



 گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود داتکامی
حاصلش نیست بجز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ ترا
برده یا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم من سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی، نت و مت را ول کن
همه را جای OK کنسل کن

OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویسش با دست

نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد

خسته از font و ز format شده ام
دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام …

کرد ریپلای به لیلی، مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، درددل های لیلی ومجنون،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

alt

 

web counter


 :: خاله ::


معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.
دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.

نکته: داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
 


:: عمه ::


معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل :
1. جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: ...
2. جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره...
3. خیلی چیزهای بدِ دیگه که از ذكر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).

زیر شاخه ها:
شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
چهره های معروف: عمه لیلا. ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست.
مشاغل كاذب: Match-Making

نکته: داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
 


:: دائی ::


معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد یا هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها:
زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.
مشاغل كاذب: فوتبال، شرکت در مصاحبه های رادیو تلویزیونی.

نکته: سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید. اگر هم نداشتید می تونید شبا خوابشو ببینید و تو عالم رویا بگید آخیش چی میشد ما هم تو این دنیا یه دونه دایی داشتیم!  


:: عمو ::


معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قورمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قورمه سبزی، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها:
زن عمو: یك زن كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر شما می گیرد.
دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو جون سلیمون.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی.

نکته: داشتن یك عموی پولدار خیلی خوب است.




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، تعریف نسبتهای فامیلی !،

تاریخ : دوشنبه 6 مهر 1394 | 09:11 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

شنوندگان عزیز توجه فرمایید
بعد از خرمشهر بنزین هم آزاد شد

……………………………………………………………

آرمین ۲afm (لطفا با ریتم خونده بشه)



چیه چیزی شده؟!! چرا ساکتی؟!!

دوست داری بنزین بزنی با کارت کی؟!!

شنیدم بنزین شده ۱۰۰۰ تومان به تازگی..!

شنیدم رو کارت بنزینت حساسی

روش داری عقاید خاص ، وسواسی..!

اونقده بنزینت کمه که اگه منو کنار خیابون

چهار لیتری بدست دیدی نشناسی..!

آرمین تو پمپ بنزین ..

 …………………………………………………………….

عطر و ادکلن گرون قیمت رو بیخیال

.

.

.

.

.

.

.

الان آدم بوی بنزین بده کلاسش بالاتره

…………………………………………………………….

دیروز یه اتریشی دیدم

ازش پرسیدم شما که نفت ندارید٬ چرا وزیر نفت دارید؟

گفت شما چرا وزیر رفاه دارید!!؟

هیچی دیگه تصمیم گرفتم تو امور داخلی کشورها دخالت نکنم . . .

…………………………………………………………….

سوم خرداد ۱۳۶۱ خرمشهر را خدا آزاد کرد!

سوم خرداد ۱۳۹۴ بنزین سهمیه ای را دولت آزاد کرد!

…………………………………………………………….

تنها چراغی که بعد از آمدن روحانی در زندگی ام روشن شد

چراغ بنزین ماشینم بود


…………………………………………………………….

پسره پست گذاشته :

جون مادرتون انقد عکساتونو فتوشاپ نکنید

.

.

.

بنزین شده ۱۰۰۰ ،

الکی مارو اینور اونور نکشین

…………………………………………………………….

میخوام یه باک بنزین بزنم

.

.

.

.

.

.

کسی کلیه نمیخواد؟

…………………………………………………………….

اگه بنزین هزار تومنی رو به بنز اس۵۰۰ می‌زدم که مشکلی نبود

آدم از این می‌سوزه که بنزین هزار تومنی

رو می‌ریزه تو شیکم پراید و پیکان

…………………………………………………………….

خداییش بنزین ۸۰ تومنی شد ۱۰۰۰ تومن

تریاک ۳۰۰۰ تومنی هنوز ۳۰۰۰ تومنه .

آیا قاچاقچی ها صداقت و مدیریت بهتری ندارن؟ ..

آیا سیستم توزیع مواد مخدر بهتر از توزیع سایر اقلام اساسی نیست . .

آیا بهتر نیست از برادران ساقی برای مدیریت برخی جاهاکمک بگیریم!

………………………………………………………….


قبلنا هرچی گرون میشد ازکوره در میرفتیم

که این چه مملکتیه و گرونی و مشکلات،

.

.

.

.

.

الان هرچی گرون میشه اول جُکشو میسازیم بعد همه میخندیم.

اینقدر بافرهنگ و با جنبه ایم ما،



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، بنزین، گران شدن بنزین، آزادشدن بنزین،

تاریخ : شنبه 9 خرداد 1394 | 09:12 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


ما پارسال عید نرفتیم امریکا ، امسالم نمیریم ایتالیا …
کلا ما اینجوری هستیم که هر سال تصمیم میگیریم یکی از کشورای خارجو نریم !

*****************************************

اطلاعیه شماره ۱ نوروزی
:

هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد
از ۲۰ درصد جایزه خوش حسابی برخوردار میشود !
هر ۵ هزار تومان ۱ امتیاز !

*****************************************

نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه
جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۴ عید دیدنی به صورت حذفی برگذار میشود !

*****************************************

مزیت مجرد بودن اینکه شب عید به خاطر بی پولی ، شرمنده زن و بچه ات نمی شی !

*****************************************

اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره
تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره
جهت یاد آوری گفتم !
مهمان حبیب خداست !

*****************************************

تذکر جدی به عیدی بگیران
عیدی خود را در جیب خود نگه دارید !
ما هنوز سر اون عیدی هایی که ازمون میگرفتن
و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون
با خانوادمون درگیرم !

*****************************************

هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز، پسوردتان مرموز، اینباکستان پرسوز
ماشینتان لکسوز، لکسوزتان کم سوز، ناهارتان قارپوز، سیگارتان بر پوز
،غمهایتان ریفیوز، اوقاتتان محضوض

*****************************************

بیانیه صنف عیدی بگیران در سال ۹۴

با توجه به افزایش نرخ دلار و افزایش تورم و گرانی مخارج

تعرفه عیدی در سال ۹۱ به شرح زیر است :

اقوام درجه ۱ : ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان

اقوام درجه ۲ : ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان

اقوام درجه ۳ : هرچه کَرَمِشون بود !

تذکر : عیدی امسال هم در دید و هم در بازدید دریافت میشود !

پرداخت فقط نقد !

*****************************************

فتوای مراجع تقلید در سال جدید

روزه گرفتن در ۳ روز اول سال ثواب معادل با ۱۲۰ سال عبادت خالصانه دارد !

یک حدیث هم هست که میگه :

مدت دید و بازدید در عید بیشتر از ۱۰ دقیقه مکروه است !

*****************************************

یک حدیث هست که میفرماید
بعضی از مهمون‌ها حبیب خدا نیستن عذاب الهین ….
گفتم در جریان باشید

*****************************************

اینایی که عید میرن مسافرتای طولانی
هم به خودشون حال میدن هم یه لشکر آدمو از دید و بازدید معاف میکنن
خدا عوضشون بده ،اصن آدم نمیدونه چجوری ازشون تشکر کنه !




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: پیامک طنز عید دیدنی، عید، عیددیدنی،

تاریخ : شنبه 8 فروردین 1394 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات



مرغ، آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ام پرواز کرد

از فراقش قلب بشقابم شکست
قاشق و چنگال من در غم نشست

دید او فیش حقوقم را مگر؟
کاین چنین از پیش من بگرفت پر

مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
کردی از پیش خودت کیشم چرا

من به تو خیلی ارادت داشتم
حشر و نشری با کبابت داشتم

خاطراتت مانده در کنج اجاق
سوخت قلب دیگ تفلون از فراق

ران و بال و سینه ات یادش بخیر
قلب چون آیینه ات یادش بخیر

با سس قرمز چه زیبا می شدی
خوب و دلچسب و دلارا می شدی

ای فدای ژامبون رنگین تو
سوپ های داغ و آن ته چین تو

ناز کم کن پیش ماها هم بیا
لطف کن، یک شام، اینجا هم بیا



دستمان از گوشت دور است ای نگار
پس تو دیگر اشکمان را در نیار

زندگی بی تو جهنم می شود
سکته، اسبابش فراهم می شود

ای فدای قُد قُدایت باز گرد
این دل و جانم فدایت باز گرد

بی تو باور کن که مردن بهتر است
از جهان تشریف بردن بهتر است

از خر شیطان بیا پایین عزیز
عشوه کم کن، زهر در جامم مریز

تازگی از دیگران دل می بری
هرکه بامش بیش، با او می پری

در نبودِ هیکل زیبای تو
دلخوشم با سنگدان و پای تو

پس چه شد آن بال های خوشگلت
لک زده است این دل برای شنسلت

ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
بازگرد ای خوشگل تو دلبرو

تخم خود را لااقل از ما نگیر
تا که با خاگینه اش گردیم سیر




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، مرغ، گرانی مرغ، انـدر حکایـت گـرانی مـرغ،

تاریخ : دوشنبه 29 دی 1393 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


همه با هم یک صدا بخونیم
ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !
“جمعی از دانشجویان مشروط خُل و چِل”

 

*******************************************

قدرت خدارو ببین !
اگه توی اینترنت باشی توانایی اینو داری که بدون احساس خواب آلودگی تا صبح بیدار باشی ، حالا کافیه ساعت ۱۰صبح از خواب بیدار شی ساعت ۱۱ کتاب بگیری دستت ، چنان پلکات سنگین میشه که انگار ۲ شبانه روزه نخوابیدی …



ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، امتحان، دانشگاه، مدرسه، طنز امتحانات دانشگاه و مدرسه،

تاریخ : پنجشنبه 25 دی 1393 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

گدا داشتیم تو محلمون ، هرچى خیابون شلوغ تر میشد این فلج تر میشد

یه بار راهپیمایى شد این رفت تو کما !
.
.
.
امروز رفته بودم پشت بوم که آنتن تلویزیونون رو تنظیم کنم، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به
مامانم میگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین؟ خانواده خوبن؟
ببخشید بجا نیاوردم
الان هم دارم دنبال خانواده واقعیم میگردم خخخخ
.
.
.
داشتم برای امتحان دانشگاه ، تو خونه تقلب مینوشتم ، خواهرم به مامانم به شوخی گفت : ببین داره چیکار میکنه ؟؟ تقلب مینویسه …!!!!مامانم موند چی بگه،اومد تقلبو پاره کردو گفت : ماتو این خونه نماز میخونیم……!! :|
.
.
.
بچه که بودیم سر کلاس قرآن میخواستم قرآن بخونم یه ژستی میگرفتم که نگو !
بسم الله الرحمن الرحیم رو فقط مثل عبدالباسط میخوندم ، بقیه شو میرفتم تو پایه عباس قادری و جواد یساری
.
.
.
والیبالیستا اگه استعدادشون کشف نمیشد
الان تنها مزیتشون اوردن قوطی حبوبات از طبقه ی بالای کابینت بود !
.
.
.
اینایی که در جواب حرفت میگن هر جور راحتی باس جف پا بری تو صورتشون بفهمن چطوری راحتی
.
.
.
خدانکنه ساپورت شفاف مدبشه
خداشاهده منکه طاقت ندارم
الانم که دارم می نویسم دستام میلرزه
.
.
.
بابام می گفت زمان ما نه آب بود نه برق بود نه تلفن، چه برسه به تبلیت و فیس بوک. گفتم پس حال می کنی اومدی با ما زندگی می کنیا! هیچی دیگه الان منزل عمه جانم.
.
.
.
یه ایرانی و یه ژاپنی با هم رفیق بودن ژاپنی ایرانی رو میبره کنسرت خودشون
خواننده میگه جینگ جنونگ
ایرانی میپرسه چی گفت:
ژاپنی: هوا خوبه عشق زیباست دیدن یار آرزوست دلم اونو میخواد …
ایرانی: توی دو جمله این همه حرف گفت
ایرانی ژاپنی رو میبره کنسرت شجریان
شجریان میگه: هاهاهای های هاهاهاهای هاهای هاهاهای ی ی ی
ژاپنی میپرسه چی گفت:ایرانی: هیچی هنوز چیزی نگفته
.
.
.
امروز از کناره یه پسره رد شدم داشت با مخاطب خاصش تلفنی حرف میزد
که یهو گفت: قهر نکن دیگه، مگه من میمون زشته احمقِ تو نیستم!
بعد انتظار دارین طوفان نیاد؟ زلزله نیاد؟
.
.
.
اِهِن چیست !؟
چراغ قرمزی در جلو دستشویى ، برای جلوگیرى ورود افراد متفرقه میگردد !
.
.
.
عاغا دیگه کار از ابرو ورداشتن و شلوار قرمز پوشیدن پسرا گذشته
دیروز یه پسره رو دیدم وسط دعوا داشت جیـــــغ میکشید
.
.
.
ﺳﺮِ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﺩﺧﺘﺮﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ …
ﻋﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﮔﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ؟
ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮﻓﯿﻠﻤﺎ ﯾﻪ ﭘﻨﺞ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺸﻮ ﺑﺪﻩ …
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﻋﻤﻮ ﮔﻮﻩ ﻧﺨﻮﺭ ﺷﺎﺧﻪ ﺍﯼ ﺷﯿﺶ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﻪ




طبقه بندی: طنز، sms،
برچسب ها: اس ام اس، اس ام اس خنده دار، خنده بازار،

تاریخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | 10:10 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


توی ده شلمرود (که بعدا گسترش پیدا کرد و شد تهران بزرگ)
حسنی تک و تنها بود
حسنی نگو! (چون اسمش رو عوض کرده و گذاشته ساسان) بلا بگو
سوسول سوسولا بگو
موی بلند، صورت سه تیغ، ناخن دراز، واه و واه و واه!



با فلفلی و قلقلی میرن باشگاه بدن سازی
تیپش شده شلوار جین، پاره پوره
با بلوزای اندامی

باباش می‌گفت: حسنی بیا برو حموم
حسنی می گفت: نه نمی رم. نه نمی رم!
تازه آرایشگاه بودم!
کلی خرج موهام کردم!



کره الاغ کدخدا (که حالا شده یه زانتیا)
ویراژ می ده تو کوچه ها
پشت فرمونش یه دختره
دختر ناز کدخدا !

حسنی می گه: منم سوارم می کنی؟!
دختره می گه: نه که نمی شه، نه که نمی شه!
ماشین من با کلاسه!
اگه تو گیتار می زنی، اون وقت سوارت می کنم!

حسنی به عشق زانتیا
شایدم بخاطر دختر کدخدا
می خواد که با کلاس بشه
کلاس گیتار نمی ره (باباش اجازه نمی ده)
اما یه کاور گیتار
می گیره رو کولش می ندازه.

توی ده شلمرود، حسنی نبود، ساسان بود
با ماشین کدخدا، ویراژ میداد تو کوچه ها!




طبقه بندی: طنز، داستان،
برچسب ها: حسنی، حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی،

تاریخ : سه شنبه 18 آذر 1393 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

__

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه
نه سیما جون، نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت: حسنی می ری به سربازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم

گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم، درس خونم و زرنگم
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو، تپل مپولو، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری، از اون بالا

نگاه می کرد تو و کوچه را
داد زد و گفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تو را بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز و تیزه
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ ؟

نه جانم
چرا نمیای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب، پایین، بالا، شمال، جنوب، دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کارداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه

حسنی یهو مثه یه جت
رسید به یک کافی نت

اون شد و رفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد و بازی

خوشحال و شادمونه
رفت و رسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره که می خوام اره که میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره که می خوام اره که میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست و راست و ریس کرد
رفت و تو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت و شاد شد
زی ذی شد و دوماد شد




طبقه بندی: طنز، داستان،
برچسب ها: حسنی، حسنی قصه ها، حسنـی قصـه ها؛ به روایـت امـروزی، تـو دنیـای مجـازی،

تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

من تقریبا دو هفته پیش به رئیس ادارمون زنگ زدم گفتم (آقای مهندس شما تا کی اداره اید که من تشریف بیارم خدمتتون)
وقتی کمی مکث کرد فهمیدم که چی گفتم .

* *

یادم تازه رانندگی یاد گرفته بودم اومدم ماشین رو بزنم توی کوچه بغل کوچه یک تیر برق بود که بغل ماشین گرفت به تیر برق
بعد ماشینو زدم توی کوچه و از ترس بابا نصف شب بیدار شدم به صورت خاموش ماشین رو هل دادم بیرون بعد دوباره ماشینو از اونور زدم توی کوچه به طوری که بغلش که داغون شده بود اونور باشه
صبح زود با صدای بابام از خواب بیدار شدم که داشت سر و صدا میکرد
منم گفتم نمیدونم
شاید یکی بهتون زده و خدتون خبر ندارین
بعد بابام گوشم رو گرفت و برد بیرون و روی تیر برق رنگ اضافی ماشین رو نشونم داد
این بزرگترین سوتی عمرم بود

* *

یه بار خونه مامان بزرگم بودیم که خاله و دختر خالمم اومدن بعدا همه رفتن بیرون فقط ما موندیم دختر خالم گفت می خوای ازت عکس بگیرم گفتم باشه….
بعد نشستم روی مبل و ژست گرفتم محدثه (دختر خالم)هی می گفت نه بابا اینجوری نکن،،،چرا اینجوری می خندی،،دستاتو اینجوری بذار خلاصه ۳ ساعت داشتم خودمو درستمی کردم
حالا که ازم عکس گرفت دیدم از اونور گرفته و من اصلا توش نیستم…از شدت عصبانیت داشتم می پوکیدم که دختر خالم روی زمین پخش شده بود و می خندید

* *

یه روز تو دهنم افتاد بود که دیگه سوتی ندم بعد به رفیقم گفتم بیا دیگه سوتی ندیم گفت از کی گفتم از هر کی

* *

یه بار امتحان زیست داشتم و اصلا هم لای کتابو باز نکرده بود بخاطر همین تو زنگ تفریح داشتم تندتند از روی کتاب میخوندم که یه سوتی باحال دادم که اونم این بود:
متن این بود که قلب تلمبه ایست ک…. ولی من خوندم قلب قلمبه ایست که!!!!سریع و بلند خونده بودم که یهو دیدم همه با اون استرسی که داشتن زدن زیر خنده…منم بعد از چند دقیقه تجزیه تحلیل تازه فهمیدم چیشده و از هرچی تلمبه و قلمبه بدم اومد!!!

* *

یادمه کلاس دوم ابتدایی میخواستم معلمو صدا کنم که بلند داد زدم:مامان بزرگ! که بچه ها کلی بهم خندیدن.

* *

یه روز تو مدرسه یه معلم داشتیم هی با صندلیش بازی میکرد یعنی صندلی شو عقب جلو میکرد.
یه بار داشت درس میداد منم داشتم با بغلیم حرف میزدم.دیدم که فهمید دارم حرف میزنم.
همون موقع داشت با صندلیش بازی میکرد به من گفت آقای عزیز آقای محترم…یهو صندلی چپه شد.با مخ افتاد زمین.ما از خنده نیمکتا رو گاز گرفتیم.

* *

یه شب با یکی از دوستام رفتیم سوپر مارکت که چی بخرم دوستم زودتر رفت تو من همی که خواستم برم تو گوشیم زنگ خورد وقتی که صحبتم تموم شد رفتم تو سرم پایین بود با صدای نسبتا بلند گفتم سلام حاجی.
چشمتون روز بد نبینه تا سرمو کردم بالا از خجالت اب شدم فروشند مرد نبود یه زن با دوتا دختربود خیلی خجالت کشیدم اونها هم با تعجب داشتن نگام میکردن بدش سریع رفتم بیرون.

* *

من تو موسسه حسابرسی کار میکنم
یه روز به یه مدیر عامل زنگ زدم که تعداد کارکنان موقت و دائمشو بپرسم.
زنگ که زدم زبونم نچرخید گفتم تعداد کارمنای دالم و ملقتتون چند نفره.
یارو پشت تلفن داشت قه قه ازم میخندید.

* *

یه روز مامانم ازم خواست برم مغازه چند تا چیز بخرم شلوارمو عوض کردم و سوار موتور شدم و رفتم بعد از کلی این مغازه و اون مغازه رفتن, بر گشتم خونه شلوارمو عوض کردم دیدم شلوارم کامل پاره است و حواسم نبوده !!!!!!! بعد از اون تا یه هفته از خونه نرفتم بیرون

* *

یه روز تو خوابگاه بودیم با بچه ها چند نفری نقشه کشیدیم که هر کس از در میاد داخل روش جشن پتو بگیریم و بزنیمش
همه آماده بودن یکی از بچه پشت در پتو رو توی دستش گرفت و منتظر شد بقیه هم زیر تخت ها مخفی شدیم
در باز شد و پتو رو انداختیم روی طرف و تا جایی که میتونستیم زدیمش
بعد که پتو رو برداشتیم فهمیدیم سرپرست خوابگاه زیر پتو بوده!!!!!!!سرپرست هم از هممون تعهدنامه کتبی گرفت

* *

یه بار توی خیابون یه نفر رو دیدم مثله دوستم بود از پشت رفتم و تند زدم توی کمرش وقتی بر گشت فهمیدم اشتباهی گرفته بودمش
طرف هم چند تایی ما رو زد!!!!!!

* *

یه روز خالم تو بیمارستان بستری بود منم گوشی رو گرفتم زنگ زدم به موبایلش که حالشو بپرسم… دیدم گوشی رو خواهر شوهرش برداشت بعد گفت شما ؟ منم حول شدم گفتم من شوهر خواهرشون هستم.
مادرمو داداشم از خنده ترکیدن

* *

یه روز دوستم یه جایی زنگ زد میخواست بگه سلام خسته نباشید یهو گفت الو خلام

* *

با دامادمون باهم نشسته بودیم که موبایل دامادمون زنگ خورد بهم گفت گوشیو بردار بهش بگو فلانی رفته گوشیشو جا گذاشته ..منم گوشیو برداشتم بعد از گفتگو خواستم بهش بگهم ..بخشید به فلانی بگم کی زنگ زده بود …بهش گفتم بگم مزاحم کی بود؟؟؟

* *

یه روز داشتم با کامپیوترم کار میکردم و به پسر خالم گفتم که تازگیا ویروسی شده.وقتی مادر بزرگم حرف من را شنید ماسکش را زد به صورتش به سرعت برق از اتاق من رفت بیرون.هنوز هم وقتی این ماجره را با پسر خالم تعریف میکنیم تا یک ساعت میخندیم.




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: سوتی، سوتی باحال، سوتی های باحال ایرانی (طنز و خنده)،

تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393 | 01:12 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

دختر و پسر, مطالب طنز ازدواجاز کلیه دوشیزگان قدبلند زیبارو، واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامه‌ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.

بدیهی است پس از انجام بررسی‌های کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد

نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم

شرایط پذیرش
1. سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد.

2. قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد.

3. افراد خیلی ترکه‌‌ای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم)

4. هر وقت من خواستم می‌ریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کله‌پاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم.

5. اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیستم

6.اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد.

7. عمراً نفقه بدم. چهارده‌تا هم بیشتر مهر نمی‌کنم.

8. باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسه عصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم

9. بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش.

10. پول اضافی ندارم برای پوشک کامل بچه بدم. می‌ری کهنه و لاستیک می‌خری، خودت می‌شوری.

11. به مامانت می‌گی سیسمونی خوب بیاره

12. باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمی‌دم.

13. موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرم‌کننده ایرانی الآن شیشه‌ای دوهزار تومن شده.

14. موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه می‌دم.

15. نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه !.

16. اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی.

17. از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10سال دیگه زن شکم گنده نمی‌خوام

18. باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم.

19. مانتوی تنگ نمی‌پوشی.

20. دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی.

21. یک ماشین ظرف‌شویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

22. لازم نیست واسه یک خونه 50متری، جاهاز خونه 200متری بخری.

23. من مبل تختخواب شو دوست دارم

حالا در خدمتیم
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
به نظر شما شرطی مونده ؟




طبقه بندی: طنز، ازدواج،
برچسب ها: شروط، شروط ازدواج، شروط ازدواج پسرایرونی،

تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393 | 01:28 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
دختره به  پسره می گه:

برو یه نوشیدنی واسم بگیر

پسره: كولا یا پپسی

دختره: كولـا

پسره: دایت یا عادی

دختره: دایت

پسره: قوطی یا شیشة

دختره: قوطی

پسره: كوچك یا بزرگ

دختره: اصلا نمیخام ... واسم آب بیار

پسره: معدنی یا لوله كشی

دختره: آب معدنی

پسره: سرد یا گرم

دختره: میزنمتـــــــــ ا

پسره: با چوب یا دمپایی

دختره: حیووووووووووووووون

پسره: خر یا سگ

دختره: گمشو از جلو چشام

پسره: پیاده یا با دو

دختره: با هرچی بــــــرو فقط نبینمت

پسره: باهام میای یا تنها برم

دختره: میام میكوشمــــــــت

پسره: با چاقو یا ساطور

دختره: ساطـــــــــور

پسره: قربانیم میكنی یا تیكه تیكه

دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وایساد

پسره: ببرمت دكتر یا دكترو بیارم اینجا

دختره مُــــرد!




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: لج، دختر، چگونه لج یک دختر را در بیاوریم؟؟؟!!!!،

تاریخ : سه شنبه 14 مرداد 1393 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

Net1WwW.Kamyab.IR  طنزنامه من و بابام و اینترنت

شنبه
می گویم : استادمان گفته دانشجویی که پست الکترونیکی نداشته باشد دانشجو نیست.
می گوید : استادتان غلط کرده ؛ مگر ما دانشجو نبودیم ؟!
می گویم : پدر جان ! شما که تا سیکل بیشتر درس نخواندید ؛ در ثانی من دو ماه است که تمرین ننوشتم !
می گوید : اولا سیکل آن زمان معادل دکترای الان است ، دوما پس این دو ماه چه غلطی می کردی ؟!
می گویم : هیچ ! فقط استادمان تمرین ها را برای دانشجو ها می فرستد ، من هم که دانشجو نیستم !

=====================

یک شنبه
پس از مدت ها جروبحث بالاخره پدر جان رضایت داده تا برای من کامپیوتر بخرد !
می گویم : گفتید روی دستگاه مودم هم نصب کنند؟!
می گوید : مودم دیگر چه جانوری است ؟!
می گویم : همان جانوری که پست الکترونیکی دارد !
می گوید : آها !!

=====================

دوشنبه
برنامه شوک از تلویزیون پخش می شود ، در این برنامه دختر جوانی که عکس های مبتذلی از او در اینترنت منتشر شده در حال گریه کردن است و می گوید که من فقط یک پست الکترونیکی داشتم !
می گوید : می خواهی آبرویمان را ببری ؟!
می گویم : من بیجا کنم !
می گوید : پس برو این اینترنت را از توی اون دستگاه در بیار و بریزش توی جوب !

=====================

    سه شنبه
می گوید : نه نخیر ، از بس با این اینترنت گشتی بی ادب شدی !
می گویم : مگر چه کردم ؟!
می گوید : همین که به حرف من گوش نمی کنی یعنی بی تربیت شدی !
می گویم : بخدا این اینترنت آنقدر ها که شنیده اید بد نیست ، اصلا اجازه بدید بهتان نشان بدهم که من چه استفاده ای از آن می کنم.
می گوید : لازم نکرده !! من دست به این جانور نمی زنم ، نجس است !

=====================

چهارشنبه
می گوید : وقتی به اینترنت دست میزنی دستهایت را بشور !
می گویم : چطور ؟!
می گوید : مگر نشنیده ای که آنفلوانزای خوکی آمده و به شدت هم ویروس است!
می گویم : به خدا این ویروس با آن ویروس فرق دارد ،
می گوید : ویروس ، ویروس است !

=====================

پنج شنبه
می گوید : فیس بوک هم توی همین ذلیل مرده است ؟!
می گویم : بعله !
می گوید : مرگ !

=====================

جمعه :
می گوید : اینترنت یک اغتشاشگر خارجی است که باید محاکمه شود شما هم غلط می کنی این جنایتکار را در خانه من پناه بدهی !
می گویم : شما این اطلاعات را از کجا می آورید ؟!
می گوید : ساکت باش دارم اخبار بیست و سی را گوش می دهم !




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز، طنزمن و بابام و اینترنت،

تاریخ : جمعه 1 آذر 1392 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

fun[WwW.Kamyab.IR]

دوستم زنگ زده خونمون مادر بزرگم گوشی رو برداشته
در حالیکه گوشی دم دهنشه از من میپرسه بگم هستی یا نیستی؟!!!
من
مادربزرگمم همچنان منتظر جواب من!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

آیا به راستــــی ‌زمان آن فرا نرسیده است که به گرفتن عکسهایی که
در آنها عینک آفتابی در منزل زده اید خاتمه بدهید ؟
نه واقعا میخوام بدونم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

یه سوال از بچگی مغز منُ درگیر کرده…
این که تو جر و بحث بهت میگن حالا نشونت میدم دقیقاً چیو میخان نشون بدن؟
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

منطقی حرف زدن با بعضی ها،حتی از پوشیدن دمپایی لا انگشتی با جوراب هم سخت تره !
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

۳٫۶۷ میلیارد زن در دنیا وجود داره و من مجبورم خودم واسه خودم ساندویچ لقمه بگیرم …..
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

راهنمای علمی و عملی استفاده از نخ دندان :
آنقدر به کارتان ادامه دهید تا روی نخ خون مشاهده کنید
این یعنی هیچ چیز اضافه ای بین دندان ها موجود نیست
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ۱۲۶ ﮔﻞ ﻗﺎﻟﯽ ﺷﻤﺮﺩﻡ !! ﺍ
اﻭﻣﺪﻡ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﻡ ﺳﺮ ﺩﺭﺱ…
بعله
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بعضیا ی جوری خودشونو میگیرن لـعـنـتـیـا انگار مـَـنــَن!!
والا…
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

یه وقتایی انقد به آدم میگن :
تو باید محکم باشی ، تو باید محکم باشی |
که احساس میخ طویلگی به آدم دس میده !!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

- قدیما یه کیلو سبزی می گرفتی پاک کنی دوتا کفش دوزدکی حلزونی از توش میومد بیرون کلی سرگرم می شدیم، اما حالا چی؟ نه سرگرمی ای نه دلخوشی ای … هیچی…!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

- از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقوکش هستن.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

- صبر…
کره ای: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نیست
آمریکایی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم عذاب آور نیست
یونانی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست
انگلیسی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آورر نیست
برزیلی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال عذاب آور نیست
ایرانی: انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

عجب معادله پیچیده ای:
سوسک از موش می ترسه
موش از گربه می ترسه
گربه از سگ می ترسه
سگ از مَرد می ترسه
مرد از زن می ترسه
زن از سوسک می ترسه
کار خدا رو می بینید!!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خارجی ها قبل از امتحان:
موفق باشی رفیق
.
..

ایرانی ها قبل از امتحان:
برسونی ها =)))
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

از دیگر خصوصیات یک ایرانی ،اظهار نظر در تمامی زمینه هایی است که بالله هیچ تخصصی در آنها ندارد !
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن ااگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد!!
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در آستانه امتحانات
زمزمه های دانشجویان شب قبل از امتحان:
خب!
این که نمیاد…
اینم که بلدم…
دیگه وقت خوابه…
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دوست گرامی‌، شما برنده یه یک همسرِ مهربان شده اید،
جهتِ دریافتِ اطلاعاتِ بیشتر، به سایت:
شتر در خواب بیند پنبه دانه مراجعه فرمایید..
با تشکر ,
شرکتِ بیشین تا بیاد
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

روباهی موبایلی دید؛زاغه از بالای درخت گفت:
اگه پایین آنتن نمیده بده بالا برات بگیرم
روباه موبایل و داد زاغ گفت: این عوض قالب پنیر کلاس سوم ابتدایی




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: محض خنده، طنز،

تاریخ : سه شنبه 5 شهریور 1392 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

پیش بابایی می روم و از او می پرسم:
"ازدواج چیست؟"
بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید:
"این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!"
متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد:
"خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!"
در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم:
"بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!"

غضب آلوده می گوید:
"نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ..." بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاغه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاغه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.
مامانی گفت:
"در مورد چی صحبت می کردین که باز بابات جو گیر شده بود و می گفت سلطان خونه است؟!"
و من جواب دادم: "در مورد ازدواج"
مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی که کم کم داشت بهوش می اومد قدم برداشت، مامانی همونطور که به سمت بابایی می اومد گفت: "حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می کنی که یه دونه مامان کافی نیست؟! می دونم چکارت کنم!"
مامانی این جمله رو گفت و محکم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.
بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست کل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم که موضوع انشاء این هفته مون اینه که "ازدواج را توصیف کنید."
بابایی که تازه بهوش اومده بود گفت: "خب خانم! اول تحقیق کن، بعد مجازات کن! کله ام داغون شد!"
و مامانی هم گفت: "منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می کنم، عیبی داره؟!"
بابایی به ماهیتابه که هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی کرد و گفت: "نه! حق با شماست!"
مامانی گفت: "توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه کرباس هستند!"
بابابزرگ که گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با کانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبکه عوض می کرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: "نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!"
مامانی هم گفت: "آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی که داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!"
پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: "ازدواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج کند ... راستی خانم معلمتون ازدواج کرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ..."
بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود که این بار ملاغه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاغه به سر من اصابت کرد.
به حالت قهر دفترم رو جمع می کنم و پیش خواهرم می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشاء در چشمان خواهرم اشک جمع می شود و وقتی دلیل اشک های خواهرم رو می پرسم می گوید: "کمی خس و خاشاک رفت توی چشمم!"
البته من هر چی دور و برم رو نگاه می کنم نشانی از گرد و خاک نمی بینم، به خواهر می گویم: "تو در مورد ازدواج چی می دونی؟" و خواهرم باز اشک می ریزد.
ما از این انشاء نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک است زیرا امکان دارد ملاغه یا ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این بود انشای من ...

با تشکر از اهالی خانه که در نوشتن این انشا به من کمک کردند!




طبقه بندی: ازدواج، طنز،
برچسب ها: موضوع انشا ازدواج را توصیف کنید(طنز)، ازدواج، انشا،

تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 12:12 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات



آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

ما مداح، شما دی جی!

آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس

آقا ما پراید، شما پرادو

آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو

آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!

آقا ما پت ومت، شما آیکیو سان

آقا ما بخیه، شما چفیه

آقا ما شب تار، شما صبح امید!


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: عـرض ارادت به سبـک لاتـی لوتـی ها !،

تاریخ : شنبه 11 آذر 1391 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

بابام به مامانم اس ام اس عاشقانه فرستاده...الان 2 روزه خونمون دعواست!!

مامانم گیر داده به بابام که این اس ام اس و کی واست فرستاده !!!!

.


داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!

 

ادامه مطلب روبخونید حسابی می خندید، بعدنظرتون روبرام بزاریدممنون ازانتخابتون


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: خنده بازار،

تاریخ : دوشنبه 11 دی 1391 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات


این چند روزه بس که با کامپیوتر کار میکنم قاط زدم

امروز قوری از دستم افتاد کف آشپزخونه کثیف شد

داشتم دنبال ctrl+z میگشتم :) )


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: خنده بازار،

تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
*طبق آخرین یافته ها یه بیماری تو آدم ها وجود داره که هر وقت عینکی را روی میز یا روی چشم کسی یا هر جای دیگه که باشه ببینن زود به چشم میزنن و امتحانش می کنن!
جک جدید
*انکار نکنید همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آروم می بستین، از لای درش به زور نیگا می کردین ببینین کی چراغش خاموش می شه!
جک جدید
*بزرگترین اشتباه زندگیم این بود که به بابام پیشنهاد دادم مواقع بیکاری بیاد با کامپیوتر مین روب بازی کنه. بزرگتر از اون این بود به مامانم کامپیوتر یاد دادم، فجیع تر از اون یاد دادن اینترنت به مامانم بود.

اما رنج آورترین اشتباهم این بود که به مامانم گفتم نحوه پخت غذا رو برای روزای مجردی ام بهم یاد بده. حالا من غذا درست می کنم... مامانم تو اینترنت می چرخه، بابام هم کماکان داره با کامپیوتر مین روب بازی می کنه. خواستم بگم براتون تجربه بشه... اشتباهی که من کردم شما نکنید!
جک جدید
*رییس چیست!؟ فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آ ید و یا مرخصی است...!
جک جدید
*عاشق اون لحظه ام که استاد جک میگه و هیچکس نمی خنده...
جک جدید
*فالگیر: خانوم فردا شوهرتون می میره!
خانوم: خودم می دونم اینو فقط بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟
جک جدید
*معنی چراغ زرد راهنما در دنیا: از سرعت خود بکاهید و آماده توقف شوید!

معنی چراغ زرد راهنما در ایران: بدو گاز بده تا قرمز نشده رد بشیم!
جک جدید

*من هر روز، از خونه که بیرون می زنم رو یه کاغذ می نویسم: «امروز قراره بمیرم» که اگه احیانا مردم، بگن یارو چقدر خفن بوده، می دونسته...!
جک جدید
*دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه!
جک جدید
*ما به یکی گفتیم خدا به زمین گرم بزنتت، نام برده الان روی شن های سواحل جزایر قناری داره آفتاب می گیره، فکر کنم سوءتفاهم شده به خدا!
جک جدید
*یه پشه مشاهده کردم تو اتاق. رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادمو باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا. اونم قبول کرد و رفت!
جک جدید
*یکی از دوراهی های زندگی وقتی است که نمی دانید، در شیشه ای مقابل تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!


طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز،

تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391 | 06:03 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات

 آرزو دارم یک بار... فقط یک بار دیگه برگردم به دوران مدرسه ساعت انشاء، بهم بگن موضوع انشاء: هرچه می خواهد دل تنگت بگو...! یا مثلا موضوع آزاد.

اونوخ بجای نوشتن از فواید درخت و درختکاری خیلی حرفا واسه نوشتن داشتم.
جک جدید

این آقایون محترم همچین می گن دخترای امروزی آشپزی بلد نیستن، خونه داری بلد نیستن، یکی ندونه انگار خودشون مثل مردای قدیم میرن از صبح کار می کنن تا بوق سگ! بابا شماهارو که باید با بیل ساعت 12 از زیر پتو بیرون آورد.

جک جدید


تفاوت را احساس کنید!
شاعر اصفهانی: بدنبالت میام هرجا که باشی
شاعر شیرازی: سر راهت نشینم تا بیایی
جک جدید

6- گاو اولی: ما!
گاو دومی: مااااا مااااا
گوسفند وارد ماجرا میشه: بع
گاو اولی: مااااا
گوسفند دومی: بع
گوسفند اولی: بع بع...

نه واقعا نشستی این گفت و گو رو تا آخر خوندی؟ الان هم منتظر بقیه ماجرا هستی؟ ای جانم!

جک جدید

می گن واسه کسی بمیر که برات تب کنه، الان یه نمه تب دارم، برنامه ت چیه؟!
جک جدید

آلیس به یک دوراهی رسید و یک گربه را روی درخت دید
به گربه گفت: «از کدام مسیر باید بروم؟»
گربه پرسید: «به کجا می خواهی بروی؟»
آلیس پاسخ داد: «نمی دانم»
گربه گفت: «پس مهم نیست که از کدام راه بروی» (آلیس در سرزمین عجایب)
جک جدید


 قبل از 12 بخوابیم میگن مرغی، بعد از 12 بخوابیم میگن جغدی، راس 12 بخوابیم میگن بمیر بابا با این سروقت خوابیدنت...

چه غلطی کنیم بالاخره؟

جک جدید


ما زنها رسم خوبی داریم. زمانه که سخت می گیرد، شروع می کنیم به کوتاه کردن ناخن ها، موها، حرف ها، رابطه ها. (ویرجینیا وولف)
جک جدید

 وارد یه مهمونی میشی، یه عده زیادی برات پا میشن
حالا میخوای احوال پرسی کنی تنوع جملاتت به صفر می رسه
سلام حال شما؟
سلام حال شما چطوره؟
سلام احوالتون؟
سلام خوبین؟ خونواده خوبن؟
سلام، حالتون چطوره؟
و این دوره گردش ادامه دارد
جک جدید
دقت کردی وقتی یکی بهت میگه: «اگه یه سوال ازت بپرسم راستشو میگی؟»

نگران می شی، یاد تمام دروغا و کارای بدی که انجام دادی میفتی
جک جدید

وقتی یه بسته پفک یا چیپس رو به صورت اشتراکی دارم با دوستم می خورم

همش یه حسی بهم میگه اون بیشتر خورده، در حقم اجحاف شده...
جک جدید

دوستم گفت فقط پیاز می تونه اشک آدم رو دربیاره... منم واسه اینکه ثابت کنم اشتباه گفته با نارگیل زدم تو سرش.
جک جدید
اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین: بکش! بکش راحتم کن! معطل چی هستی؟ د یالا لعنتی!

تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.
جک جدید
کچل باشی... بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی! این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!
جک جدید


دقت کردین که هرکدوممون حداقل یکبار تلاش کردیم که کلید لامپو بین حالت خاموش و روشن نگه داریم؟
جک جدید
- گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن وگرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه
جک جدید
 می گن پول چرک کف دسته؛ دست ما هم که کلا آنتی باکتریال!
جک جدید

هرکس به طریقی دل ما می شکند! اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی، آفرین.

جک جدید
اوضاع اونقدر عجیبه که هرکی از هر دهه ای هست فکر می کنه جزو نسل سوخته است!
جک جدید

 وقتی این نوشته های سوزناک بعضیا رو می خونم که از رفتن عشقشون دارن پر پر می شن، دلم می خواد برم عشقشونو پیدا کنم، دوتا بزنم تو گوشش، بگم الاغ! داری می کشیش بدبختو! برگرد
جک جدید

در تاریخ تنقلات همه جور آدمی داشتیم از آدم نابغه ای که بستنی رو اختراع کرد تا اون آدم ناتوانی که تخمه ژاپنی رو به آجیل اضافه کرد
جک جدید
به علت گرانی بانک مرکزی به مناسبت روز مرد کارت های آفرین صد آفرین و هزار و سیصد آفرین همسر خوب و نازنین چاپ کرد
جک جدید
پیرمردهای 90 ساله هم توی جمعشون به همدیگه میگن «بچه ها»

جک جدید

انگیزه چک کردن میس کال ها:

پنج درصد اهمیت کسی / کسانی که تماس گرفتن

95 درصد خلاص شدن از اون آیکون اعصاب خردکردن نشون دهنده میس کال
جک جدید

رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، سه، چهار سالش بود، دیوار راستو می رفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچگونه گفتم: خاله دون، چن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانونمه خوججل؟

چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: خب مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی...!
جک جدید

خواستم خونه عشقو تو قلبت بسازم اما شهرداری مجوز نداد!

جک جدید
ینی فک کنم مسوولان یوفا با مسوولان دانشگاه ما هماهنگ کردن که از روز شروع فرجه ها بازی های یورو 2012 رو شروع کنند و اختتامیه اش هم همزمان با اتمام امتحانات ماست.

مراقب باشید بچه ها که من دو سال پیش تو جام جهانی داغون شد امتحانام!

جک جدید

 هر امتحانی سه فاز دارد: فاز فرجه ها که عموما به فنا می رود

فاز ایام امتحانات که عموما به فکر کردن راجع به راه کارهای تقلب می گذرد

فاز بعد از امتحانات که به پاچه خواری اساتید و التماس سپری می شود

جک جدید

خرخون مجرم نیست، بیمار است. بیایید با خرخون ها مثل بیماران رفتار کنیم...! (ستاد حمایت از بیماری های خیلی خاص)
جک جدید


لیوان آب باس شعور داشته باشه وقتی از بیرون میای و پهن زمینی خودش بیاد بگه منو بخور، این دانشمندا چه غلطی می کنند من نمی دونم
جک جدید
بچه که بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا... خانوم رضایی،

می گفت: شما... ما هم می گفتیم: ما؟

می گفت: بله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبن تر بشین!

مام می رفتیم عقب. بعد می گفت: یکم عقب تر!

ماهم تا نزدیکای در ورودی می رفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشوننده!

یه همچین اسکلایی بودیم ما...
جک جدید

وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم احساس می کنم بمب خنثی کردم
جک جدید


استاد: وقتی بزرگ شدی چه می کنی؟ شاگرد: ازدواج! استاد: نخیر منظورم اینه که چی می شی؟ شاگرد: داماد! استاد: اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شدی چی به دست می آری؟ شاگرد: زن! استاد: بله! وقتی بزرگ شدی برای پدر و مادرت چی می گیری؟ شاگرد: عروسی می گیرم! استاد: پسر جان پدر و مادرت در آینده از تو چه می خوان؟ شاگرد: نوه!
جک جدید



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز،

تاریخ : شنبه 20 خرداد 1391 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
غضنفر یخچال میخره ، زنش میگه : پس آنتنش کو ؟

میگه : مگه کولره که آنتن داشته باشه ؟؟؟

جک جدید

موقع خواب مامانم به بابام گفت اون گوشی منو میدی.
بابام : گوشیت رو کجا گذاشتی ؟
مامانم : بالا سرت !
بابام : خوب چرا بالا سر خودت نذاشتی ؟
مامانم : آخه میگن امواجش سرطانزاست !
یعنی عشقه که میچکه !!!

جک جدید

مینی بوس و مرد مست :
مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.

فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن.

همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی میکنه و میگه :

عقبی ها بی شرفن ، جلویی ها بی ناموسن ، سمت راستی ها بی همه چیزن و سمت چپی ها بی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی بی شرف و بی همه چیز و بی ناموس و بی پدر و مادره !

مسته باکمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون ترمزی که تو کردی ،همه قاطی شدند !

جک جدید

یه عنکبوت قرص اکس میخوره تا صبح گلیم میبافه

جک جدید

چراغعلی دندونش درد میکرده میره دکتر میگه:همه رو بکش بجز اونی که درد میکنه !!
دکتر
میپرسه چرا؟
میگه:بذار مثل سگ تنها بمونه !!

جک جدید

ﺍﺯﺷﻨﯿﺪﻥ”ﻋﺰﯾﺰﻡ”!
ﺩﺭﺻﺤﺒﺘﻬﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺫﻭﻕ ﻧﮑﻨﯿﻦ
ﺑﻪ ﻋﻄﺴﻪﯼ ﮔﺮﺑﻪﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺭﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻥ!!

جک جدید

به پشه می گن : چرا زمستون پیداتون نیست ؟؟؟ می گه : نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه.!!

جک جدید

چراغعلی رفت بالای کوه گفت خدایا به مو زینه نیدی…پیل نیدی…هونه نیدی…کار نیدی… یهو از کوه پرت شد پایین داد زد خدایا خو نیدی که نیدی پ سی چه هل ادی؟

جک جدید

هرگز کسی را مسخره نکنید , شاید او از شما مسخره تر باشد…(حدیثی از چراغعلی)

جک جدید

چراغعلی به دیوار تکیه میده میگه خدایا یا حاجتمو بده یا منو بکش .یدفعه دیوار میخواد بریزه میگه سه سی کشتن چه زرنگه!

جک جدید

چراغعلی تو عروسیش گم میشه دنبالش میگردن میبینن رفته تو مینی بوس جا بگیره 

جک جدید

داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیاط
مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا …. نیا !! لوله آب شیکست!
جک جدید

الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه
از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتراز شما بیکار میشینه !

جک جدید

روانشناسی رانندگی :
اینایی که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن ۴۵ دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون ولی این کمربند رو نبندن
کلا آدمای صبورین !

جک جدید

متن کامل نامه تبریک جمعی از هنر مندان شیرازی به اصغر فرهادی :
.
..
.
..
.
.
.
.
.
به نام خدا
آفرین

جک جدید

سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسیده که باید به انگلیسی جوابشو میداده.

چند ثانیه طول کشید واون همون طور که داشت فکر می‌کرد با خنده گفت :

….loading, please wait

جک جدید

\ΓΓΠΠΓΠΓΠ/
‘-۰۰——۰–’
پارسال بهار دسته جمى رفته بودیم زیارت !!
(اگه sms جوادتر از این بفرستى جایزه دارى)

جک جدید

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟” بهش دروغ بگین !!! چون دقیقا همونجا رو فشار میده بی شرف!

جک جدید

خداوندا !!
چی دیدی در سوسک که به او بال دادی ؟؟
نه واقعا سواله برام!
در من ندیدی ولی در سوسک دیدی؟

جک جدید

دانشمندان ایرانی با استفاده از روش مهندسی معکوس موفق به ساخت سرنشین بدون هواپیما شدند!

جک جدید

دختر خاله ام زنگ زده میگه تمام مشخصات لب تاپ تو بده به من ! میگم برای چی میخوای؟ میگه میخوام یه مدل بالاترش بخرم چشت در بیاد !!!

جک جدید

به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله.. میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار ، پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!

جک جدید

سیستـــم پســـرا هم کلا خیلی جالبه!
موقع دعوا بچه ی پایین شهر میشن و
موقع دختر بازی بچه ی بالا شهر ..!

جک جدید

برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست ،
فقط کافی است در یخچال را باز کنید

جک جدید

هرچی بیشتر میگذره و علم پیشرفت میکنه کل مردم دنیا رویاهاشون به حقیقت می پیونده،
ما جوک هامون تبدیل به واقعیت میشه

جک جدید

دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه!
وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه
وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه
وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه
وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه
بعد وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود

جک جدید

غضنفر از کنار جن رد میشه…
جن میگه بسم الله این دیگه چی بود

جک جدید

غضنفر میخواسته گوسفند قربونی کنه، چاقو گیر نمیاره خفش میکنه!

جک جدید

غضنفر با ماشینش میکوبه به دیوار به افسر راهنمایی میگه :
این ۵۰ تومنو بگیر دیوارو مقصر کن

جک جدید

از غضنفر میپرسن:

دو دو تا چند تا میشه؟
میگه: هان؟!
میگن دو دو تا چند تا میشه؟
میگه : هان؟!!
میگن باباجون دو دو تا چند تا میشه؟
.
.
میگه: آهــــــــــــــان!!!

جک جدید

وقتی خدا غضنفر رو آفرید فرشته ها پرسیدن تعظیم کنیم ؟

خدا گفت نه سنگ تو دستشه فرار کنید!

جک جدید

غضتفر داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم!

جک جدید

زن غضنفربه شوهرش میگه برو جنگ هرکس میره کولرمیدن
غضنفرمیره کشته میشه شب میاد خواب زنش میگه خیالت راحت شد ! خنک شدی !!!

جک جدید

به غضنفر میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

جک جدید

پسر: عزیــــــــــــزم!!!

دختر: جووونـــــم!!!
پسر: گــــــــــلِ من!!!
دختر: جانــــم؟؟
پسر: عشــــــقم!!!
دختر: جان؟؟؟
پسر: زندگـــی من!!!
دختر: بله؟؟؟
پسر: نفسِ من!!!
دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!

جک زن و شوهری

قصیده طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش
آنقدر لوس و ننرشد که سپردم به ننش !

جک زن و شوهری

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی.
ستاد تشویق دختران به درس خواندن

جک زن و شوهری

برای یک زن زیاد مهم نیست شوهرش کجاست
همینکه بدونه به شوهرش خوش نمیگذره براش کافیه!

جک زن و شوهری

پسر به دختر : میخوای خورشید زندگی من باشی
دختر : آره
پسر : پس به اندازه ۱۳۰ میلیون کیلومتر از من دور شو

جک زن و شوهری

پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟

دختر: دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر: پس بی زحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!!

جک جاسم

جاسم واسه رفیقش تعریف میکرد که …
حمیــــد !!
حمید : چیه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبیعت بکری !! ایقد جات خالی بوود ایقد جات خالی بود!!
واساده بودم مهو این طبیعت شده بودم ! اینقد قشنگ بود آواز پرندگان !
کاش مو این دوربینمو برده بودم با خودم برات فیلم برداری میکردم !
همینطور که مو مهو این طبیعت بودم یه گله گرگ به مو حمله کردن !!
حمید : خو چی شد؟!!!!!!
گفت : خو هیچی ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب…عد ر…سیدیم به یه دشت !
دشت پر از گل شقایق ! ایقد قشنگ بود , تا چشم کار میکرد فقط گل سرخ ! اصلا یه فضای رمانتیکی شده بود !
حمید : پَ گرگا چی شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسیدیم به یه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در میومد میخورد زمین پووووودر می شد !!
نور خورشیدم افتاده بود داخلش یه رنگین کمون خشکلی درست شده بود جات خالی
کاش مو این دوربینمو با خودم برده بودم واست فیلم میگرفتم !
حمید : گرگا چی شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسیدیم به یه دریا !
پسر دریا نگو استخر ! یه موج داخل این دریا نبود ! ایقد قشنگ بووود !!
حمید :گرگااا چی شدن؟!
گفت : خو زهر مار !!! گرکا ول کردن تو ول نمیکنی!!!!!!

جک تصویری
فقط یه ایرانی میتونه این طوری رانندگی کنه

جکستان

فقط ایرانی ها هستند که :

تو دستشویی فکر میکنند،
تو حمام اواز میخوانند،
سر کلاس میخوابند،
تو رختخواب تلفن حرف میزنند،
موقع درس خوندن بازی میکنند،
موقع تی وی دیدن فیسبوک چک میکنند،
موقع فیسبوک چک کردن غذا میخورند،
سر کار روزنامه میخوانند،
و روزهای تعطیل کار میکنند…!

جکستان

فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی رسماً هیچی نمی پوشن

جکستان

فقط یه ایرانی به بهانه پا درد از پله برقی استفاده میکنه ولی وقتی سوار پله برقی شد شروع میکنه همراه پله ها بالا و پایین رفتن!

جکستان
فقط یک ایرانی میتونه با بوق ماشین هم سلام کنه،هم خداحافظی،هم فحش بده و هم تشکر کنه

جکستان

فقط یه ایرانی میتونه دقیقا بره همون جایی که بزرگ نوشته (فتوکپی نداریم ) بپرسه : آقا کپی میگیرید؟…!!!


با وجود گرانی سکه! دیگه طلاق ندین بلافاصله بکشین! دیه از مهریه ارزونتره
جک جدید 90

دیالوگی که امروز شاهدش بودم (بین ۲ دختر) :

موبایلت داره زنگ میخوره.
اَه پیداش نمیکنم.
نکنه خونه جا گذاشتیش

جک جدید 90

راهنمایی و رانندگی خرم آباد برای چندمین بار اعلام کرد: “شهروندان عزیز برای، آزمون راهنمایی رانندگی لازم نیست ناشتا باشید !! لطفا سوال نفر مایید”

جک جدید 90

بررسی کردند که چرا چراغعلی چیزی یاد نمیگیره دیدند همینکه معلم تخته رو پاک میکنه او هم دفترشو رو پاک میکنه

جک جدید 90

پشت چراغ قرمز یه گدایی اومده کنار ماشین …
میگم برو اونور پول ندارم!
میگه ….. نمیگفتی هم از قیافت معلوم بود!

جک جدید 90

زن چراغعلی به شوهرش میگه به مناسبت روز زن برام آواز بخون
میگه: یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم
برو بیار پاکش کنم ریدم تو سرنوشتم

جک جدید 90

آنقدر تو شعرا گفتن و میگن :” ای ساربان ! آهسته ران…”
انگار که شترها با سرعت ۱۸۰ تا می رفتن…..!!!

جک جدید 90

طی مسابقه دو استقامت در شهر چراغعلی بدلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه مسئولان پس از ۶ ماه تلاش توانستند دوندگان را در حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک آنان را به میهن اسلامی باز گردانند .

جکستان جدید

به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب این دفعه مرد ؟ میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش

جکستان جدید




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز،

تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | 05:31 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
۱- یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن!
قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید!
یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف!
دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید!
دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

۲- اصفهانیه 25 تومانی تو دستش عرق می كنه، می گه هرچی گریه كنی خرجت نمی كنم

۳- بلیط های اصفهان از 20 تومن به 10 تومن كاهش پیدا می كنه، اصفهانیا اعتراض می كن. ازشون می پرسن واسه چی اعتراض كردین می گن چون قبلا كه پیاده می رفتیم 20 تومن به نفعمون بود، اما حالا 10 تومن به نفعمونه!

۴- اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟

۵- به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

۶- اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: طنز،

تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 06:13 ب.ظ | نویسنده : کارخانه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2